۱۵ مهر ۱۳۹۲

تندروها هزینه راچگونه تعریف میکنند؟/ قلمی که در گذشته نمی نوشت، نوشت/رسالت:مذاکره ظریف و کری از هزینه‌های غیر ضرور سفر نیویورک بود و حرف نسنجیده هاشمی هزینه را بالا برد

پایگاه خبری تحلیلی گفتمان روز:

سردبیر-روزنامه رسالت مطلبی را به قلم انبارلویی در سرمقاله خود باعنوان هزینه های سفر اخیر ریس جمهور به سازمان ملل نوشت وگفتگوی ظریف وجان کری را بالاترین هزینه ها دانست ، نکته جالب در این سرمقاله دست رد دولت های پیشین به تقاضای کاخ سفید را مسئله ای بسیار مهم دانست اما اشاره نکرد در هشت سال گذشته که دولت محبوبشان سرکار بود تنها ثمره ان دولت منزوی شدن ایران بود به گونه ای که با منزوی شدن ایران کشورهایی مانند عربستان وقطر جای ایران را پر کردندوایران تنها دلخوش سیاستهای احساسی احمدی نژاد بوداما به هزینه هایی که این سیاست ها بر مردم ایران تحمیل کرد اشاره نکرد .

شاید ایشان اواخر دوره احمدی نژاد را از یاد برده که به هرقیمتی خواستار برقراری ارتباط با امریکا بوده اینبارامریکا دست رد به سینه احمدی نژاد زد واورا در سیاست خارجی هیچ کاره خواند ویا شاید تحقیری دیگر را که از طرف محمد مرسی به ایران تحمیل شد ویا قطعنامه هایی که در ان دوران برعلیه ایران تصویب شدویا احساساتی خواندن احمدی نژاد از طرف ریس جمهور روسیه ، ایا اینها را هزینه نمیدانستید ،نمیدانیم شاید اتفاقاتی که برای ایران پیش امد همگی نشان از اقتدار دیپلماسی ایران بود .

شاید دوستان هزینه را چیز دیگر میدانند ایا شما در ان زمستان سخت حتی یک مقاله در نقد سیاستهای تحقیری که برملت ایران وارد شد نوشتیدویا همه سیاست ها را قهرمانانه توصیف کردید؟ شاید هزینه از نظر شما تحریم ، صدور قطعنامه، قهرهمه کشورها ، نباشد اما همان افکارعمومی که درموقع نیاز به یادشان می افتید همه اینها را هزینه میدانند، شاید اگر این اتفاقات اخیر از طرف جناح مورد نظر شما پیش می امد هزینه نبود بلکه منفعت ملت ایران بود اما ابتدا باید هزینه را تعریف کرد وگفت که ایا این اقدامات برای معیشت مردم بهتر بوده یا ان را بدتر کرده است ؟

وقتی در انتخابات خرداد92 مردم به حسن روحانی رای دادند خواستار تغیر در همه سیاستهای موجود شدند که ارتباط با دنیا واشتی با همه ملتها براساس منافع ایران صورت گیرد پس اگر قرار بود سیاستهای پیشن ادامه پیداکند مردم به کاندید مورد نظر شما رای میدادند. خوشبختانه دستگاه دیپلماسی ایران در سازمان ملل عملکرد قابل قبولی داشت وحتی رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود از دستگاه دیپلماسی ایران حمایت قاطعانه کردند که این حمایت حجت را بر شما وهمه انهایی که هنوز در ارزوی مرگ بر امریکا غرق شده اند تمام کرد .

اقتدار دستگاه دیپلماسی به حدی بود که نخست وزیر اسرائیل با عصبانیت به امریکا رفت وهرچه سعی کرد که جامعه جهانی را باخود برعلیه ایران همراه کند نتوانست وتنها دستاوردش افراطی معرفی کردن خودش بود وبس. اقتدار دستگاه دیپلماسی به حدی بود که روسای جمهور کشورهای بزرگ اروپایی درخواست دیدار با ریس جمهور کشورمان را داشته اند وجهت بازخوانی گذشته باید یاد اوری کنم که در دولت قبل برای نشان دادن فعال بودن دستگاه دیپلماسی به چند کشور کوچک افریقایی سفر میشد که اینه هزینه دیپلماسی گذشته بود شاید اگر تندروی ها در و سخنان توهین امیز در دوره گذشته نبود کار برای این دولت اسانتر میشد وحال شما اینگونه دستپاچه دست به قلم نمیشدیدوهزینه را انگونه که دوست دارید معنا نمی کردید ودراخر اقتدار این دستگاه دیپلماسی تا ان حد بود که دعوت پادشاه عربستان را رد کرد تا برخواسته برحق خود پافشاری کند شاید بهتر باشد با ارای مردم همراه شویم واجازه دهیم مانند گذشته ریس حمهور ملت برای ملت تصمیم بگیردهمانگونه که در گذشته به احمدی نژاد فرصت داده شد به روحانی نیز فرصت داده شود.

روزنامه رسالت در سرمقاله امروز خود به قلم محمدکاظم انبارلویی نوشت:

دولت‌های پیشین هم در همین چارچوب عمل می‌کردند. دست رد به تقاضای کاخ سفید برای ملاقات روسای جمهور دو کشور در این سفر هم عمل در چارچوب و احترام به افکار عمومی ملت ایران بود که باید از آن تشکر کرد  و این موارد را باید جزء در آمدهای سفر تلقی کرد.

اما سفر، هزینه‌های غیر ضرور هم داشت که در زیر به آنها اشاره می‌شود؛

1- ملاقات نیم ساعته ظریف وکری و نیز تماس تلفنی رئیس جمهور کشورمان با اوباما از هزینه‌های سفر بود و به تعبیر مقام معظم رهبری “برخی از آنچه که در سفر نیویورک پیش آمد بجا نبود.” تیم دیپلماتیک ایران باید این ظرافت را در نظر بگیرد که؛ الف- گفتگو برای گفتگو را نپذیرد.ب- در مقابل تکرار مطالبات غیر قانونی و زورگویانه آمریکایی‌ها بایستد. ج- وقتی آمریکایی‌ها دست‌ها را محکم روی جیب‌های خودشان گذاشته‌اند و نمی‌خواهند در این تعامل هزینه‌ای بپردازند مواظب جیب‌بری آمریکا باشند. لذا در شرایط خاص عطای مذاکره را باید به لقای آن ببخشند. د- هرگونه مذاکره دوسویه در شرایط مقدماتی بی فایده است و باید در قالب 1+5 همان قالب قبلی ادامه یابد.

2- ذوق‌زدگی برخی در داخل از تاکتیک “نرمش قهرمانانه ” و راهبرد تلقی کردن آن و نیز برخی اظهارات غیر مسئولانه در خصوص “روابط با آمریکا” و نیز درباره “شعار مرگ بر آمریکا” ، هزینه های سفر را بالابرد. اظهارات نسنجیده و تحریف‌گونه آیت الله هاشمی رفسنجانی در این مورد مثال زدنی است. اینکه از قول ایشان در سایت اطلاع‌رسانی‌اش گفته شد؛ ” امام (ره) موافق حذف شعار مرگ بر آمریکا بودند” یک حرف نسنجیده برای بالا بردن هزینه‌های سفر بود. با آنکه هیچ سندی برای درستی این حرف وجود ندارد و امام (ره) در وصیت‌نامه خود فرموده اند؛ ” هر نسبتی به من دادند مورد تصدیق نیست مگر اینکه صدای من، خط من و امضای من باشد”، در این مورد دست مدعی خالی است.

3- مقام معظم رهبری در اظهارات اخیر از تحرک دیپلماسی دولت حمایت کردند و فرمودند: ” ما به مسئولین خودمان اعتماد داریم.”رهبر انقلاب اسلامی از آنها خواستند؛ ” با دقت و با ملاحظه همه جوانب، گامها را محکم بردارند.”حمایت از تیم دیپلماسی خارجی اکنون یک وظیفه است. ممکن است توفیقاتی در این نبرد داشته باشند و یا به دلایلی تلفاتی هم اجتناب‌ناپذیر باشد. در هر صورت حمایت از آنها و کمک به آنها یک تکلیف است.کمک دیگران به این تیم این نیست که از نفرت مردم نسبت به جنایات آمریکا بکاهند و بغض مردم را نسبت به استبداد جهانی فروخورده بخواهند و دچار ذوق‌زدگی شوند. این هزینه‌های نبرد دیپلماتیک با آمریکا را بالا می‌برد و  به نوعی بازی کردن در زمین حریف است. نخبگان و مردم خوب می‌دانند که نباید پشت مسئولان سیاست خارجی کشور را خالی کنند. اگر خطایی رخ داده باید تصحیح شود نه اینکه به تضعیف آنها منجر گردد که این خود هزینه‌ای دیگر به حساب می‌آید.


*